مرتضى مطهرى

91

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حشر اختصاص به انسان ندارد ، شامل همه چيز مىشود ؛ اين زمين ما هم همين طور كه ما روزى مىميريم و به قيامت مىرسيم روزى مىميرد و به قيامت مىرسد . آن درخت و آن خورشيد هم همين طور است . پس اينكه مىگوييم [ قيامت الآن ] وجود دارد ، نه اين است كه قيامتِ ما هم الآن وجود دارد ؛ بلكه ما هر وقت كه مُرديم آنوقت وارد عالم قيامت مىشويم و لهذا پيغمبر فرمود ( ظاهراً حديث نبوى است ) : « مَنْ ماتَ قامَتْ قِيامَتُهُ » هر كسى كه بميرد قيامتش به پا مىشود . يك قيامت مستقل به آن معنا كه نيست ؛ چون قيامتى وجود دارد ، هر كسى كه مىميرد به عالم قيامت خودش وارد مىشود . كوهها چنان در هم كوبيده مىشوند مثلًا مانند گندمى كه بخواهند تبديل به آرد كنند و يا سنگهايى كه در كارخانه‌ها تبديل به پودر مىكنند . « وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسّاً . فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثّاً » اين كوهها به صورت غبارهاى پراكنده در مىآيد . سه دسته مردم در قيامت « وَ كُنْتُمْ ازْواجاً ثَلاثَةً » و شما سه صنفْ مردم خواهيد بود ، و شما مردم به سه دسته تقسيم خواهيد شد كه دو دستهء شما اهل نجاتند و يك دسته اهل هلاك « فَاصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما اصْحابُ الْمَيْمَنَةِ . وَ اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ . وَالسّابِقونَ السّابِقونَ » آن سه نوع و سه صنف به اين شكل است : گروهى اصحاب ميمنه هستند . ميمنه به دو معناست : يكى به معناى يمين است ، راست در مقابل چپ . در آيات بعد خواهد آمد : « اصْحابُ الْيَمينِ . . . وَ اصْحابُ الشِّمال . . . » دست راستىها و دست چپىها . اصطلاح « دست راستى و دست چپى » در زمان ما پيدا شده ولى البته اينها به مقصود ديگر و اصطلاح ديگرى است . اصطلاح قرآن هزار و دويست سال قبل از اين اصطلاح پيدا شده است . بعد در آن آيه ببينيم كه به چه عنايت « اصْحابُ الْيَمينِ وَ اصْحابُ الشِّمال » مىگويند ، دست راستىها و دست چپىها ، ياران راست و ياران چپ . اصطلاح جديد كه مىگويند « دست راستى و دست چپى » اصطلاح رايجى است كه از زمان هگل فيلسوف معروف آلمانى كه از بزرگان فلاسفهء غرب و دنيا شمرده مىشود رايج شده است . هگل شاگردهاى زيادى داشته و مىگويند روى كرسى تدريسش كه مىنشست شاگردانش معمولًا جاهاى مشخصى داشتند ، يك عده در دست راست كرسىاش مىنشستند و يك عده در دست چپ . از نظر فكر هم